Dreamworks

eXistenZ را نمی دانم دیده اید یا نه. تماشایش برایم ترسناک بود. نه اینکه در فیلم صحنه هاس آوری باشد، بلکه بیشتر ایده اش و نیز قرابتی که با مفهومش داشتم. ماجرایش به شکل خلاصه آن است که گروهی دوازده نفره از زن و مرد به عنوان اولین بازیکنان یک سیستم بازی مبتنی بر واقعیت مجازی انتخاب و به بازی می پردازند. بدین شکل که با متصل کردن پورت کابل دستگاه به Bioport واقع بر ستون فقرات (شبیه همانی که در ماتریس دیده ایم) وارد دنیای خیالی بازی می شدند که از قرار معلوم خیلی شبیه دنیای واقعی است. رفت و آمدها شخصیت ها بین دنیای واقعی و دنیایی مجازی چنان به هم می پیچد که دیگر هیچکس نمی داند اکنون در چه جهانی حضور دارد.

شاید در بلاگ قبلی ام خوانده باشید که Lucid Dreaming  یا خواب روشن برایم بسیار روی می دهد. یعنی اغلب اوقات در حین رویا دیدن می دانم که وقایعی که بر من می رود رویا است و نه واقعی. خصوصاً اگر خوابی ناخوشایند یا کابوس وار باشد، با علم به اینکه در حال خواب دیدنم، خیالم راحت می شود و بلکه آگاهانه مسیر رویا را تغییر می دهم.

در خواب بامدادی که حدود 6 سال پیش دیدم، یکبار این حالت به شکل عجیبی برایم رخ داد. به طوری که خود را دیدم که در خلائی محض هستم و آگاه بودم در حال خواب دیدنم. ناگهان اراده کردم که پرواز کنم بلافاصله در هوا معلق شدم. سپس اراده کردم در جنگلی سرسبز فرود بیایم که همان گونه هم شد. پس از آن به اراده خودم در رودی با آبی بسیار شفاف به شنا مشغول شدم و این حس شنا چندان واقعی بود که در اثر دست و پا زدن برای شنا، از خواب بیدار شدم.

اما این گونه خوابها برایم یک جنبه منفی دارد و آن اینکه وقتی که در خواب می دانم خواب هستم، گاهی در بیداری نیز شک می کنم که خوابم یا بیدار. درست همانند شخصیت های eXistenZ که نمی دانستند در دنیای بازی اند یا در دنیای رئال. حس ترسناکی است و گاهی صحنه ای می بینم و متحیر می شوم که در کجایم. در خواب یا بیداری؟

علاوه بر ترسناکی خطرناک نیز هست. مثلاً وقتی در خواب می بینم در بزرگراهی شلوغ در حال دویدنم و اتوموبیل ها با سرعت از کنارم می گذرند، با علم به اینکه این اتفاق در رویا روی می دهد، بی هیچ واهمه ای به دویدن ادامه می دهم، چرا که می دانم در صورت تصادف هم خطری تهدیدم نمی کند. اما اگر روزی  در بیداری و در حال عبور از اتوبانی واقعی دچار این توهم شوم (که یکی دو بار شدم!) نتیجه آن می شود که …

*

گاهی می پرسم خواب و بیداری چیست؟

حقیقت و مجاز کدام است؟

*

من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر

من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش


SASI MANKAN PERODAKSHENZ!

200px-benjamin_button_poster

دیروز« بنجامین باتن» را دیدم. ایده اش که در اصل به «فیتزجرالد» تعلق دارد، هوشمندانه و جالب بود. اگر نمی دانستم کارگردانش «فینچر» است، حاضر بودم قسم بخورم که فیلم را «تیم برتون» ساخته است و ای کاش او ساخته بود. ماجرای فانتزی جوان شدن در قیاس با ساختار رئال حوادث و دیگر آدم ها گاهی اذیت کننده بود و به نظرم کمی شوخ طبعی برتونی می توانست بهتر باشد. براد پیت هم عالی بازی کرد، اما فکر می کنم جانی دپ در این نقش می توانست معجزه کند.

همان طور که بعضی منتقدان هم نوشتند، «اریک راث» فیلم نامه نویس هنوز هم تحت تاثیر «فارست گامپ» خودش است و در این فیلم هم رگه های فارست گامپ به وضوح نمایان است. (معشوقه ای بی وفا و لاابالی، شخصیت اصلی عجیب و غریب، جنگ، کار در کشتی و …)

شاید تم اصلی فیلم را بتوان زمان و تلاش برای شکستن سلطه زمان دانست. پوزخندی به سیر حرکت زمان. اما حقیقت آن است که عمر انسان در دنیا محدود است، حتی اگر در زمان به عقب هم برگردیم به نقطه ای می رسیم که در قبل از آن در دنیا نبوده ایم (لحظه تولد) و اگر به جلو برویم باز هم لحظه ای فرا می رسد که از این دنیا رخت بر بندیم.

حال که تقدیر انسان بر آن رقم خورده که تنها چند صباحی در این دنیا باشد، پس …

*

ولنتاین هم  از آن روزهاست!

*

1GiG حافظه گوشی همراهم چه زود پر شد!. اهل بلوتوث بازی نیستم. آهنگ و عکس بیشتر آن چزی است که در حافظه اش ریخته ام.

پسر عمویم که آلان تازه اول دبیرستان است و ده  دوازده ساای از من کوچکتر، بند کرده بود که برایم آهنگهای «ساسی مانکن»! را ذخیره کند. چند تایش را برایم گذاشت محض نمونه و من پشت دست گزیدم که خدا به دور!

ملت چه چیزهایی که نمی خوانند و الباقی ملت را بگو که به این چیزها گوش می دهند!

برایم ثقیل بود که بچه هایی به سن و سال پسر عمویم به این چیزها گوش می دهند. قبلش هم توجه کرده بودم که مدتی است دخترهای راهنمایی یا دبیرستانی هم آرایش می کنند و …

پس این جماعت کی کودکی می کنند؟ فاصله بین طفولیت تا دنیای مخوف بزرگسالی را چه زود طی کرده اند و هیچ گاه زیبایی های فانتزی دنیای کودکان را چنان که باید، درک نخواهند کرد و سریعاً بالغ خواهند شد. چه بد

————————

پی نوشت: اینکه ما فیلم های روز دنیا را از کنار خیابان و مفت می خریم یک جور دزدی نیست؟ چه می دانم والله


دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.