سیمای مرد فحاش در جوانی
نوشته شده: مارس 3, 2011 دستهبندی شده در: اندیشه | Tags: قانون, قضاوت, اخلاق, سیاست 2 دیدگاه »این روزها، چندان که اوفتد و دانی، اینترنت حال و روز خوبی ندارد و بالطبع دست من هم از اخبار داغ! کوتاه مانده بود. بعد از هزار ضرب و زور که توانستم وبگردی کنم، مطلع شدم که ویدئویی از حمله و فحاشی به فائزه هاشمی منتشر شده که یک آدم مثلاً ارزشی سخنانی را نسبت می دهد که بر طبق کلام خدا، حدش کم از هشتاد تازیانه نیست.
واکنش ها هم طبق معمول متفاوت بود. بعضی تایید! (پناه بر خدا) و بعضی تقبیح کردند. اما در این میانه گروهی تقبیح صرف را کافی ندیدند و به خیال خود خواستند کاری بیشتر صورت دهند.
جدا از آنکه مطابق قانون تنها مقذوف حق شکایت و پیگیری دارد، آن جماعتی که خود را وکیل همه می پندارند، دست به کار شده و سعی در شناسایی ناسزاگو برآمدند. از وکلای خود خوانده در این میان به مفتش بدل شدند و مظنونانی را شناسایی نموده و بعد به جلد قضاوت درآمدند و تصویر و مشخصات مظنونانی را که گناهکار می دانستند در کوی و برزن دنیای مجازی پخش کردند.
قضا را، از این میانه یکی از قربانیان چنین افشاگری پرعیب و ایرادی «امیرحسین انبارداران» بود که مرا با وی آشنایی هست. آن قدر که وقتی چندسال پیش که کتابفروشی انجمن قلم را می گرداند، وقت و بی وقت و در مسیر آمد و شد مهمانش بودم و از چای دیشلمه تا افطاری پر و پیمان، زحمت اش داده ام. آدم نازنین و اهل قلمی است که تنها گناهش، تشابه ظاهری اندک با آن بی ادب خدانشناس هتاک است. صدالبته مذهبی هم هست و دل در گروی جمهوری اسلامی دارد، و شاید همین نکته آخر آن قضات خود خوانده را محکومیت اش بیشتر مصر کرده باشد.
در یکی دو جایی که دیدم اسم انبارداران را برده اند، پیغام و پسغام گذاشتم که: «بابا طرفتان را اشتباهی گرفته اید و این بیچاره روحش هم خبر ندارد از ماجرای ویدئو و اتهامی که به او زده شده»، اما تا این حال ندیدم اثری داشته باشد.
هتاکی و گستاخی و دشنام گویی بد است. حتی دشنام به خدایان دروغین و بتها نیز درکتاب خدا نهی شده است. اما از سوی دیگر اتهام زدن و بی گناهان را نسبت جرم دادن نیز از بی اخلاقی نیست؟
آیا آن حضراتی که با شعفی غیرقابل وصف از اینکه مجرم را یافته اند، یک لحظه به این اندیشیده اند که شاید در این تشخیص به خطا رفته باشند؟ آیا درست است که به صرف در دسترس داشتن تریبون یا رسانه ای، بدون رعایت تشریفات لازمه، حکم صادر کرد؟
به این می اندیشم که فردا روزی(که مباد) ، انبارداران عزیز ما به همراه خانواده اش در کنار خیابان یا … مورد تعرض چند نفر قرار گیردکه به خیال خودشان می خواهند وی را گوشمالی دهند. آن هم به گناه نکرده و جرم مرتکب نشده و اگر در این میان دلی بشکند (جرئت ندارم بگویم دست یا سری)، آیا این قضات معلوم الحال ما با وجدان خویش کنار می آیند یا نه؟
واقعاً به کجا می رویم؟ تا کجا بر سر کشکمش های سیاسی، وجدان و اخلاق و انصاف را سر می بریم؟ آیا صرف اختلاف نظر سیاسی مجوزی است برای اتهام زناکاری به یک زن؟ آیا صرف بسیجی بودن مجوزی است برای اتهام هتاکی و چماق داری؟
بدبختانه این بی اخلاقی ها منحصر به یک دار و دسته سیاسی خاص نیست و همه پیروان چشم و گوش بسته و از خدا بی خبر دعواهای سیاسی همگی «ساکنان این کوی اند».
میان شعار و شعور تفاوت بسیار است.


ممنون از این نوشته دردمندانه و درستتان. فحاش و هتاک [س ...] است، حراست پالایشگاه شهر ری… اینها یعنی یک کار خوب در یک روزگار بد
بحث اصلی مطلبم اسم نبردن از آدم هاست وقتی که مطمئن نیستیم. در همین راستا اسمی را هم که ذکر کرده بودی ویرایش کردم. از کجا که همین آدمی هم که مشا نام بردی واقعاً ان شخص توهین کننده باشد؟!
دفاع من از نبارداران به خاطر دوستی ام با وی نیست، بلکه با این رش برخورد مشکل دارم، حال انبارداران باد یا هر فرد دیگری